فریاد بی صدا
زندگی قانون باورها و لیاقت هاست، همیشه باور داشته باش که تو لایق بهترین هایی.
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


این وبلاگ رو ساختم تا بتونه اوقات تنهاییمو پر کنه.
اگه از مطالبم خوشتون میاد با نظراتتون ازم حمایت کنید.
با تشکر تمام

مدیر وبلاگ : M.SH
نویسندگان
نظرسنجی
فاصله سنی برای ازدواج؟






روزی سوراخ کوچکی در یک پیله ظاهر شد . شخصی نشست و

ساعتها تقلای پروانه برای بیرون آمدن از سوراخ کوچک پیله راتماشا

کرد. ناگهان تقلای پروانه متوقٿ شدو به نظر رسید که خسته شده و

دیگر نمی تواند به ..تلاشش ادامه دهد.



ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان های پندآموز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
M.SH
شنبه 4 دی 1389
فاصله دختر تا پیر مرد یک نفر بود ؛ روی نیمکتی چوبی ؛ روبه روی یک آب نمای سنگی .
پیرمرد از دختر پرسید :
- غمگینی؟
- نه .
- مطمئنی ؟
- نه .
- چرا گریه می کنی ؟
- دوستام منو دوست ندارن .
- چرا ؟
- جون قشنگ نیستم .
- قبلا اینو به تو گفتن ؟
- نه .
- ولی تو قشنگ ترین دختری هستی که من تا حالا دیدم .
- راست می گی ؟
- از ته قلبم آره
دخترک بلند شد پیرمرد را بوسید و به طرف دوستاش دوید ؛ شاد شاد.
چند دقیقه بعد پیر مرد اشک هاش را پاک کرد ؛ کیفش را باز کرد ؛ عصای سفیدش را بیرون آورد و رفت !!!




نوع مطلب : داستان های پندآموز، 
برچسب ها : پیرمرد، پیرمرد و دختر، دختر و پیرمرد، نابینا، زشت و زیبا،
لینک های مرتبط :
M.SH
شنبه 4 دی 1389

 

دو روز مانده به پایان جهان...

دو روز مانده به پایان جهان، تازه فهمیده که هیچ


زندگی نکرده است،

 

 تقویمش پر شده بود و تنها دو روز خط نخورده باقی مانده بود،

 

پریشان شد. آشفته و عصبانی نزد فرشته مرگ رفت تا روزهای

 

 بیش‌تری از خدا بگیرد.

داد زد و بد و بیراه گفت!(فرشته سکوت کرد)

آسمان و زمین را به هم ریخت!(فرشته سکوت کرد)

جیغ زد و جار و جنجال راه انداخت!(فرشته سکوت کرد)

به پرو پای فرشته پیچید!(فرشته سکوت کرد)

کفر گفت و سجاده دور انداخت!(باز هم فرشته سکوت کرد)

دلش گرفت و گریست به سجاده افتاد!




ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان های پندآموز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
M.SH
پنجشنبه 25 آذر 1389

پاسخ جالب آلبرت انیشتین به خواستگارش


می گویند "مریلین مونرو " یک وقتی نامه ای نوشت به " البرت

 

اینشتین " که فکرش را بکن که اگر من و تو ازدواج کنیم بچه هایمان

 

با زیبایی من و هوش و نبوغ تو چه محشری می شوند !

اقای " اینشتین " هم نوشت :

ممنون از این همه لطف و دست و دلبازی خانم .واقعا هم که چه

 

غوغایی می شود !

ولی این یک روی سکه است .

فکرش را بکنید که اگر قضیه بر عکس شود چه رسوایی بزرگی بر پا

 

می شود !

 





نوع مطلب : داستان های پندآموز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
M.SH
چهارشنبه 10 آذر 1389

آهنگری پس از گذراندن جوانی پرشر و شور، تصمیم گرفت روحش را

 وقف خدا کند. سال‌ها با علاقه کار کرد، به دیگران نیکی کرد، اما با

تمام پرهیزگاری، در زندگی‌اش اوضاع درست به نظر نمی‌آمد. حتی

مشکلاتش مدام بیش‌تر می‌شد.

یک روز عصر، دوستی که به دیدنش آمده بود و از وضعیت دشوارش

مطلع شد، گفت: «واقعا که عجبا. درست بعد از این که تصمیم

گرفته‌ای مرد خداترسی بشوی، زندگی‌ات بدتر شده، نمی‌خواهم

ایمانت را ضعیف کنم اما با وجود تمام رنجهایی که در مسیر معنویت

به خود داده‌ای، زندگیی‌ات بهتر نشده.

آهنگر مکث کرد و بلافاصله پاسخ نداد.

سرانجام در سکوت، پاسخی را که می‌خواست یافت.

این پاسخ آهنگر بود:



ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان های پندآموز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
M.SH
سه شنبه 2 آذر 1389

نیکی ها به ما باز می گردند

پسر به سفر دوری رفته بود و ماه ها بود که از او خبری نداشتند ...

مادرش دعا می کرد که او سالم به خانه باز گردد. هر روز به تعداد

 

 اعضای خانواده اش نان می پخت و همیشه یک نان اضافه هم

 

میپخت و پشت پنجره می گذاشت تا رهگذری گرسنه که از آن جا

 

می گذشت نان را بر دارد . هر روز مردی گو‍ژ پشت از آن جا می

 

گذشت و نان را بر می داشت و به جای آن که از او تشکر کند می

 

گفت:

هر کار پلیدی که بکنید با شما می ماند و هر کار نیکی که انجام

 

 دهید به شما باز می گردد !!!

این ماجرا هر روز ادامه داشت تا این که زن از گفته های مرد گوژ

 

 پشت ناراحت و رنجیده شد و به خود گفت : او نه تنها تشکر نمی

 

 کند بلکه هر روز این جمله ها را به زبان می آورد . نمی دانم

 

منظورش چیست؟

یک روز که زن از گفته های مرد گو‍ژ پشت کاملا به تنگ آمده بود

 

 تصمیم گرفت از شر او خلاص شود بنابر این نان او را زهر آلود کرد و

 

 آن را با دست های لرزان پشت پنجره گذاشت، اما ناگهان به خود

 

 گفت : این چه کاری است که می کنم ؟ .....



ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان های پندآموز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
M.SH
سه شنبه 25 آبان 1389


( کل صفحات : 11 )    ...   5   6   7   8   9   10   11   

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت

فال عشق

به سایت ما خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای فریاد بی صدا محفوظ است
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو