فریاد بی صدا
زندگی قانون باورها و لیاقت هاست، همیشه باور داشته باش که تو لایق بهترین هایی.
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


این وبلاگ رو ساختم تا بتونه اوقات تنهاییمو پر کنه.
اگه از مطالبم خوشتون میاد با نظراتتون ازم حمایت کنید.
با تشکر تمام

مدیر وبلاگ : M.SH
نویسندگان
نظرسنجی
فاصله سنی برای ازدواج؟






روزی جراحی برای تعمیر اتومبیلش آن را به تعمیرگاهی برد.

تعمیرکار بعد از تعمیر به جراح گفت:

من تمام اجزا ماشین را به خوبی می شناسم و موتور و قلب آن را کامل باز می کنم و تعمیر میکنم. در حقیقت من آن را زنده می کنم. حال چطور درامد سالانه ی من یک صدم شماست.

جراح نگاهی به تعمیرکار انداخت و گفت : اگر می خواهی درامدت ۱۰۰برابر شود اینبار سعی کن زمانی که موتور در حال کار است آن را تعمیر کنی!!!!




نوع مطلب : داستان های پندآموز، 
برچسب ها : جراح قلب و تعمیر کار،
لینک های مرتبط :
M.SH
دوشنبه 3 مرداد 1390
هر زمان شایعه‌ای را شنیدید و یا خواستید شایعه‌ای را تکرار کنید این مطلب را در ذهن داشته باشید!
در یونان باستان سقراط به دلیل خرد و درایت فراوانش مورد ستایش بود.
روزی فیلسوف بزرگی که از آشنایان سقراط بود با هیجان نزد او آمد و گفت: سقراط می‌دانی راجع به یکی از شاگردانت چه شنیده‌ام؟
سقراط پاسخ داد: لحظه‌ای صبر کن. قبل از این که به من چیزی بگویی از تو می‌خواهم آزمون کوچکی را که نامش سه پرسش است پاسخ دهی.
مرد پرسید: سه پرسش؟
سقراط گفت:بله درست است. قبل از این که راجع به شاگردم با من صحبت کنی، لحظه‌ای آنچه را که قصد گفتنش را داری امتحان کنیم.
اولین پرسش حقیقت است. کاملا مطمئنی که آنچه را که می‌خواهی به من بگویی حقیقت دارد؟
مرد جواب داد: نه، فقط در موردش شنیده‌ام.
سقراط گفت: بسیار خوب، پس واقعا نمی‌دانی که خبر درست است یا نادرست.
اسم پرسش دوم پرسش خوبی است. آنچه را که در مورد شاگردم می‌خواهی به من بگویی خبر خوبی است؟
مرد پاسخ داد: نه، برعکس
سقراط ادامه داد: پس می‌خواهی خبری بد در مورد شاگردم که حتی در مورد آن مطمئن هم نیستی بگویی؟
مرد کمی دستپاچه شد و شانه بالا انداخت.
سقراط ادامه داد: و اما پرسش سوم سودمند بودن است. آن چه را که می‌خواهی در مورد شاگردم به من بگویی برایم سودمند است؟
مرد پاسخ داد: نه، واقعا
سقراط نتیجه‌گیری کرد: اگر می‌خواهی به من چیزی را بگویی که نه حقیقت دارد و نه خوب است و نه حتی سودمند است، پس چرا اصلا آن را به من می گویی؟




نوع مطلب : داستان های پندآموز، 
برچسب ها : سه پرسش، پرسش، سقراط، خبر درست،
لینک های مرتبط :
M.SH
دوشنبه 13 تیر 1390
روزگاری یک کشاورز در روستایی زندگی می‌کرد که باید پول زیادی را که از یک پیرمرد قرض گرفته بود، پس می‌داد.
کشاورز دختر زیبایی داشت که خیلی‌ها آرزوی ازدواج با او را داشتند. وقتی پیرمرد طمعکار متوجه شد کشاورز نمی‌تواند پول او را پس بدهد، پیشهاد یک معامله کرد و گفت اگر با دختر کشاورز ازدواج کند بدهی او را می‌بخشد، و دخترش از شنیدن این حرف به وحشت افتاد و پیرمرد کلاه بردار برای اینکه حسن نیت خود را نشان بدهد گفت: اصلا یک کاری می‌کنیم، من یک سنگریزه سفید و یک سنگریزه سیاه در کیسه‌ای خالی می‌اندازم، دختر تو باید با چشمان بسته یکی از این دو را بیرون بیاورد. اگر سنگریزه سیاه را بیرون آورد باید همسر من بشود و بدهی بخشیده می‌شود و اگر سنگریزه سفید را بیرون آورد لازم نیست که با من ازدواج کند و بدهی نیز بخشیده می‌شود، اما اگر او حاضر به انجام این کار نشود باید پدر به زندان برود.
این گفت‌و‌گو در جلوی خانه کشاورز انجام شد و زمین آنجا پر از سنگریزه بود. در همین حین پیرمرد خم شد و دو سنگریزه برداشت. دختر که چشمان تیزبینی داشت متوجه شد او دو سنگریزه سیاه از زمین برداشت و داخل کیسه انداخت. ولی چیزی نگفت!
سپس پیرمرد از دخترک خواست که یکی از آن‌ها را از کیسه بیرون بیاورد.
تصور کنید اگر شما آنجا بودید چه کار می‌کردید؟ چه توصیه‌ای برای آن دختر داشتید؟ اگر خوب موقعیت را تجزیه و تحلیل کنید می‌بینید که
سه امکان وجود دارد:

۱ـ دختر جوان باید آن پیشنهاد را رد کند.
۲ـ هر دو سنگریزه را در بیاورد و نشان دهد که پیرمرد تقلب کرده است.
۳ـ یکی از آن سنگریزه‌های سیاه را بیرون بیاورد و با پیرمرد ازدواج کند تا پدرش به زندان نیفتد. لحظه‌ای به این شرایط فکر کنید.


ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان های پندآموز، 
برچسب ها : حکایت سنگ ریزه، بدهکار، سنگ سیاه، باهوش، سنگ سفید، فریاد بیصدا،
لینک های مرتبط :
M.SH
جمعه 6 خرداد 1390

استادى از شاگردانش پرسید: چرا ما وقتى عصبانى هستیم داد می‌زنیم؟


چرا مردم هنگامى که خشمگین هستند صدایشان را بلند می‌کنند و سر هم


داد می‌کشند؟

شاگردان فکرى کردند و یکى از آنها گفت:


چون در آن لحظه، آرامش و خونسردیمان را از دست می‌دهیم.


استاد پرسید:.....


ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان های پندآموز، 
برچسب ها : فاصله، استاد، عاشق، عصبانی، شاگردان، قلب، آرامش، خونسردی،
لینک های مرتبط :
M.SH
چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390

پادشاهی دستور داد برای او انگشتری بسازند و روی نگین انگشترش جمله ای بنویسند.

جمله ای که شاه هروقت شاد است با دیدن و خواندن آن غمگین شود و به فکر فرو رود

و هروقت غمگین است با دیدن آن شاد شود.

انگشتر سازها با مشورت شاعران و نویسنده ها جمله های زیبا، پرمعنا و جالبی را پیدا

کردند وانگشترهای زیبا و گرانبهایی ساختند ولی هیچکدام مورد پسند شاه واقع نشد

تا اینکه...

پیری دانشمند، انگشتری معمولی آورد که روی آن

نوشته بود: " این نیز بگذرد."

شاه با خواندن این جمله با خوشحالی و شعف زیاد هم جمله و هم انگشتر را پسند کرد

و هم به آن پیرمند دانشمند آفرین گفت.





نوع مطلب : داستان های پندآموز، 
برچسب ها : این نیز بگذرد، پیرمرد، انگشتر، دانشمند، پادشاه،
لینک های مرتبط :
M.SH
جمعه 9 اردیبهشت 1390
روزی روزگاری در روستایی در هند؛ مردی به روستایی‌ها اعلام کرد که برای خرید هر میمون 20 دلار به آنها پول خواهد داد. روستایی‌ها هم که دیدند اطراف‌شان پر است از میمون؛ به جنگل رفتند و شروع به گرفتن‌شان کردند و مرد هم هزاران میمون به قیمت 20 دلار از آنها خرید ولی با کم شدن تعداد میمون‌ها روستایی‌ها دست از تلاش کشیدند. به همین خاطر مرد این‌بار پیشنهاد داد برای هر میمون به آنها 40 دلار خواهد پرداخت. با این شرایط روستایی‌ها فعالیت خود را از سر گرفتند. پس از مدتی موجودی باز هم کمتر و کمتر شد تا روستایی‌ان دست از کار کشیدند و برای کشاورزی سراغ کشتزارهای‌شان رفتند.


ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان های پندآموز، 
برچسب ها : تاجر میمون و مردم طماع، میمون، مردم ماع، طماع، تاجر، شاگرد، روستایی، قفس، دلار،
لینک های مرتبط :
M.SH
پنجشنبه 1 اردیبهشت 1390


( کل صفحات : 11 )    ...   3   4   5   6   7   8   9   ...   

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت

فال عشق

به سایت ما خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای فریاد بی صدا محفوظ است
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو