تبلیغات
فریاد بی صدا - مرگ یک مرد
فریاد بی صدا
زندگی قانون باورها و لیاقت هاست، همیشه باور داشته باش که تو لایق بهترین هایی.
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


این وبلاگ رو ساختم تا بتونه اوقات تنهاییمو پر کنه.
اگه از مطالبم خوشتون میاد با نظراتتون ازم حمایت کنید.
با تشکر تمام

مدیر وبلاگ : M.SH
نویسندگان
نظرسنجی
فاصله سنی برای ازدواج؟






مرد، دوباره آمد همانجای قدیمی روی پله های بانک، توی فرو رفتگی

دیوار
یک جایی شبیه دل خودش، کارتن را انداخت روی زمین، دراز

کشید،
کفشهایش را گذاشت زیر سرش، کیسه را کشید روی تنش،

دستهایش را مچاله کرد لای پاهایش.
خیابان ساکت بود،

فکرش را برد آن دورها، کبریت های خاطرش را یکی یکی آتش زد.


در پس کورسوی نور شعله های نیمه جان ، خنده ها را میدید و

صورت ها را
صورتها مات بود و خنده ها پررنگ ،هوا سرد بود، دستهایش

سردتر،
مچاله تر شد، باید زودتر خوابش میبرد.

صدای گام هایی آمد و .. رفت،

مرد با خودش فکر کرد، خوب است که کسی از حال دلش خبر ندارد،


خنده ای تلخ ماسید روی لبهایش.
اگر کسی می فهمید او هم دلی

دارد خیلی بد میشد، شاید مسخره اش می کردند،
مرد غرور داشت

هنوز، و عشق هم داشت،
معشوقه هم داشت، فاطمه، دختری که آن

روزهای دور به مرد می خندید،
به روزی فکر کرد که از فاطمه خداحافظی

کرده بود برای آمدن به شهر.
گفته بود: - بر میگردم با هم عروسی

می کنیم فاطی، دست پر میام ...
فاطمه باز هم خندیده بود.

آمد شهر، سه ماه کارگری کرد، برایش خبر آوردند فاطمه خواستگار زیاد

دارد، خواستگار شهری، خواستگار پولدار،
تصویر فاطمه آمد توی ذهنش،

فاطمه دیگر نمی خندید.


آگهی روی دیوار را که دید تصمیمش را گرفت،

رفت بیمارستان ، کلیه اش را داد و پولش را گرفت ،


مثل فروختن یک دانه سیب بود.




نوع مطلب : داستان های پندآموز، 
برچسب ها : مرگ یک مرد،
لینک های مرتبط :
M.SH
جمعه 21 بهمن 1390
دوشنبه 22 اسفند 1390 07:50 ب.ظ
سلام.
خوبی؟
خیلی قشنگ بود.
اون عقل استادم خیلی دوس داشتم.
پیشم بیا.
موفق باشی.
M.SH سلام مهسا جون
ممنونم
خیلی خوش اومدی
حتما میام.
جمعه 12 اسفند 1390 08:00 ب.ظ
روزها پر و خالی می‌شوند
مثل فنجان‌های چای در کافه های بعدازظهر
اما هیچ اتفاق خاصی نمی‌افتد
این که مثلا تو
ناگهان در آن‌سوی میز نشسته باشی ....
عزیزم یه سر به وبلاگمون بزن.یه سوال داریم لطفا کمکمون کن جوابشو پیدا کنیم....مرسی
M.SH سلام نارسیس
ممنون از متن قشنگت
چشم حتما میام.
جمعه 12 اسفند 1390 11:32 ق.ظ
خیلی غم انگیز بود روحیمو باختم
M.SH روحیتو نباز جیگر
ما باید از این داستانها پند بگیریم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت

فال عشق

به سایت ما خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای فریاد بی صدا محفوظ است