تبلیغات
فریاد بی صدا - مرد کور
فریاد بی صدا
زندگی قانون باورها و لیاقت هاست، همیشه باور داشته باش که تو لایق بهترین هایی.
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


این وبلاگ رو ساختم تا بتونه اوقات تنهاییمو پر کنه.
اگه از مطالبم خوشتون میاد با نظراتتون ازم حمایت کنید.
با تشکر تمام

مدیر وبلاگ : M.SH
نویسندگان
نظرسنجی
فاصله سنی برای ازدواج؟






روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود. روی تابلو خوانده می شد: «من کور هستم لطفا کمک کنید.»

روزنامه نگار خلاقی از کنار او می گذشت؛ نگاهی به او انداخت. فقط چند سکه در داخل کلاه بود. او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد، تابلوی او را برداشت، آن را برگرداند و اعلان دیگری روی آن نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و آنجا را ترک کرد. عصر آن روز، روز نامه نگار به آن محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است. مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که آن تابلو را نوشته بگوید ،که بر روی آن چه نوشته است؟ روزنامه نگار جواب داد: چیز خاص و مهمی نبود، من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم؛ لبخندی زد و به راه خود ادامه داد.. مرد کور هیچ وقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده می شد:

« امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم !!!!! »

وقتی کارتان را نمی توانید پیش ببرید، استراتژی خود را تغییر بدهید؛ خواهید دید بهترین ها ممکن خواهد شد؛ باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است.
حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل، فکر، هوش، و روحتان مایه بگذارید؛ این رمز موفقیت است.... لبخند بزنید!




نوع مطلب :
برچسب ها : مرد کور،
لینک های مرتبط :
M.SH
جمعه 4 شهریور 1390
چهارشنبه 10 اسفند 1390 03:53 ب.ظ
یادش بخیرشهریوربود بی کاربودی تندتندسرمیزدی همش میگفت ای بابا بازم دوست جونهشوخی کردم قهرنکن بد آرزو کردم سرت شلوغ،شلوغ بشه نتونی سربخوارونی بری سرکار ازاون روزکاردارشدی وبی معرت
M.SH بی معرفت نیستم دوست جون
بازم میام مطمئن باش
پنجشنبه 21 مهر 1390 02:47 ب.ظ
خوب خداروشکر که سرکاری
خیلی خوشحال شدم که وقتت پرشده
M.SH ممنوووووووونم
پنجشنبه 21 مهر 1390 02:38 ب.ظ
سلام داستان خیلی باحال بود

راستی به سلامتی کار پیداکردی که مربوط به تحصیل خودت بشه
M.SH سلام. هم آره هم نه
صبح ها تدریس رباتیک که البته هنوز کلاسهاش شروع نشده
ظهر تا شب هم منشی آموزشگاه کامپیوترم.
شنبه 16 مهر 1390 08:47 ب.ظ
میدونم ولی دیدم اذیت میشن بچه ها ادامه مطلب بزنن یهو گذاشتم که دعا به جونم بشه
سیلام
M.SH تا من نیام تو هم نمیای نه!!!!!
سیلام بر تو
پنجشنبه 14 مهر 1390 12:38 ب.ظ
خیلی باحالی
بهم سرنمیزنی ؟؟؟
من دیگه نه بهت سرمیزنم نه نظرت رو می خونم
M.SH حالا چرا قهر میکنی؟
بخدا میام بهت سر میزنم
سر کار میرم واسه همین زیاد نمیتونم آپ کنم
جمعه 8 مهر 1390 09:38 ب.ظ
اللهم عجل لولیک الفرج
شنبه 2 مهر 1390 08:14 ب.ظ
خیلی قشنگ بود
M.SH مرسی
سه شنبه 29 شهریور 1390 08:50 ق.ظ
دوست من دوست جون سلام
من داستان شما رو همون روز اول نوشتم البته به شكل فیلمنامه نویسی
خیلی ها خوندن خوشش آمده بود و كلی هم نظرداده بودند
این سرور بلگفا بی پدر مادر وبم رو به خاطر دلایلی قطع كردو كلی نظرات حذف شد ولی داستان رو دارم
روی همین كلیك كنی مستقیم میای روی داستان خودت

چون شما جواب ندادید
اسم داستان رو گذاشتم
تنهای فقط برای خداخوبه

و اسمتون رو مریم طرح كردم ((مذهبی گذاشتم))

برای اینكه بهتر متوجه بشی

عنوانهای زرد رنگ مكان را برای كارگردان مشخص كرده به طور مثال

خارجی-توی پارک-روی نیمکت

داخلی یعنی محیط بسته ...منزل..اتاق جای كه سرپوشیدس

توپارك :: منظورش همون پاركه

نیمكت ::همون نیمكت رو میگه

خارجی- خیابان- تو تاکسی

خارجی::منظور محیطه بازه ..پارك و...

خیابان ::همون خیابان

توتاكسی::همون تو تاكسی

من برای شما بابهترین روش فیلمنامه نویسی طرح كردم


و من ننوشتم اهل كدم شهری چون توش كمی حنجار بكاررفته

و سه منظور هم داره
بی فرهنگی یك جوان

دعوا كردن دو جوان خام

و در مورد تنهای دوستت لیلا

من الان خواستم بفرستم نشد
خودت بیا كپی كن ذكر منبع هم نذن خوبه
اگرم دوست داشتی ویرایشش كن
سه شنبه 22 شهریور 1390 11:04 ق.ظ
هر دو تا وبلاگ آپ شده.
سه شنبه 22 شهریور 1390 12:30 ق.ظ
آپم .همین...
دوشنبه 21 شهریور 1390 04:04 ب.ظ
آپم منتظرم بیای.
شنبه 19 شهریور 1390 06:01 ب.ظ
آپم بدو بیا
شنبه 19 شهریور 1390 04:32 ب.ظ
سیلام منم خیلی وقته کلا نت نبودم
این اپت که خیلی خوب بود!ولی آپ پایینی رنگش توی این قالبه پیدا نیست
M.SH سلام مرسی که اومدی.
حتما رسیدگی میکنم.
پنجشنبه 17 شهریور 1390 09:33 ق.ظ
دوست گرامی سلام و احترام

ممنون که توی این چند روز بهم سرمیزدی /

راستش یه تله فیلمه کوتاه نوشتم گفتم بیای بخونی و نظربدی

ممنون

همیشه موفق باشید
M.SH سلام دوست جان.
حتما میام.
پنجشنبه 17 شهریور 1390 09:02 ق.ظ
سلام دوست جون
داستان در خواستی شما همین الان تموم شد
فقط دوتا مشگل به وجود آمد
1 اسم داستان تون رو بزارم چی؟؟؟
2چون اسم خودت رو ندادی، اگر دوست داری اسم خودتون رو بگید تا اسم
خودت رو بزارم یا من خودم یکی از این چها اسم رو بجای اسم خودت بنویسم
1 زهرا 2فاطمه 2زهره 3 مریم

هنوز منتشر نشذه رو وبم
به خاطر دلایلی اطفآ سری خبر بدید....

دلم برای این عکس تنگ شده بود

منتظر پیام هستم

همیشه موفق باشید
M.SH سلام. اسمو بذار رها
اسم داستانو بذار فریاد بی صدا
جمعه 11 شهریور 1390 01:06 ق.ظ
عیدت با یه عالمه تاخیر مبارک.. دوس داشتی بیا اونور..پستتم واقعا تامل برانگیز بود و زیبا
M.SH مرسی عید تو هم مبارك
شنبه 5 شهریور 1390 01:01 ب.ظ
salam khobi?kheili kheili ghashang bod bazam bezar
M.SH سلام گلم مرسی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت

فال عشق

به سایت ما خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای فریاد بی صدا محفوظ است